آشفته بازار شعر خراسان، انتخابات و باقی قضایا!
این روزها و هفته ها، جامعه ی شعری خراسان رضوی در تب و تاب تعیین هیأت موسس شورای سیاستگذاری شعر خراسان رضوی است. عصر پنج شنبه، مورخه ی 1/5/1388 ، نگارخانه ی میرک مشهد، جمعی از شاعران و البته خیلِ ناشاعران را دور هم جمع کرده بود تا درباره ی آینده ی شعر این دیار، هم اندیشی شود. نمی خواهم گزارش آن جلسه ی کذایی را بنویسم؛ زیرا آنها که بودند، خود دیدند و آنها هم که نبودند، از حاضران شنیده اند که چه گذشت!
خلاصه ی کلام این که دو روز قبل از این نشست، برای تعداد محدودی از شاعران، پیامکی ارسال شده بود و آن طور که مسئولان «!» می گفتند، قبل از آن هم در روزنامه های محلی استان اطلاعیه ای مبنی بر برگزاری چنین جلسه ی مهمی منتشر کرده بودند اما تعداد حاضران حدود 50 نفر بود که تو خود می توانی حدیث مفصلی بخوانی از این مجمل!
مسئولان اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و شخص مدیرکل آمده بودند تا در غیاب چهره های مطرح شعر خراسان و با همان جمع اندک، سرنوشت شعر استان را مشخص کنند. در ابتدا جناب مصطفی زاده که این انتخابات را کارگردانی می کند، سعی کرد چهره ای از جناب مدیر کل نشان دهد که بسیار دلسوز شاعران و شعر و جامعه ی ادبی است اما بلافاصله اندک شاعران حاضر، هم از سیاست های او در این چند سال انتقاد کردند و هم از شورای شعر مصلحتی او. خوشبختانه نشست بدون نتیجه به پایان رسید تا سرنوشت انتخابات به عصر پنج شنبه مورخه ی 15/5/1388 در تالار مجتمع امام رضا(ع) موکول شود.
یادمان نرفته است که در نخستین روزها و ماه های حضور مدیر کل در این سمت، در یکی از روزهای ماه رمضان سال 1381، و در یک افطاری باشکوه، در محل هتل الغدیر، جمع اندکی از شاعران و البته باز هم جمع کثیری از ناشاعران جمع شده بودند تا همین انتخابات را برای مشخص شدن اعضای شورای شعر خراسان برگزار کنند و من که آن روزها در هفته نامه ی شهرآرا قلم می زدم، با خرسندی، ضمن شرح گزارش آن جلسه، با عنوان: « نگاه دار، جوان ها بگو سوار شوند[مورخه ی یک شنبه، 17 آذر 1381] خوشحالی عمیق خود را از این حرکت دموکراتیک ابراز داشتم اما خیلی زود روشن شد که آن افطاری و آن نشست، یک سیاه بازی ساده بیش نبوده است؛ زیرا اعضای این شورا که مشاوران ادبی مدیر کل هم قلمداد می شدند، آن طور که شنیده شد، توسط آقا و شاعری به نام محمد حسین جعفریان معرفی شده اند. شورا کار خود را آغاز کرد، جلسات شعرخوانی عصرهای پنج شنبه از سر گرفته شد، جشنواره های موضوعی برگزار شد.... و یک سری فعالیت های دیگر اما هیچ یک از این اقدامات یا به نتیجه نرسید، یا خوشایند شاعران خراسان نبود؛ چرا که این جمع، منتخب مدیر کل بود، نه آنان. به طور مثال: طی این 7 سال، نشریه ی « تارنگ » که قرار بود به صورت مستمر چاپ شود، جز یکی – دو پیش شماره، آن هم موضوعی، دیگر منتشر نشد. مهمانی که قرار بود هر ماه یا هر فصل به دعوت این شورا در مشهد حضور یابد، جز یک یا دو مورد، دیگر خبری نشد. جلسات شهرستانی که قرار بود ماه یا فصلی یک بار در یک شهرستان برگزار شود، جز یک مورد برگزار نشد. هیچ کتابی مبنی بر حمایت از شاعران جوان منتشر نشد[ که حداقل می شد مانند کتاب « نامه ی اهل خراسان» مجموعه ای برای معرفی شعر خراسان به دیگر مناطق چاپ و منتشر شود] شب شعر یا جشنواره ی شعر مستقلی برپا نشد و جشنواره ی شعر رضوی تنها افتخار این شورا بود با موضوع مشخص، و روشن است که همه ی شاعران، شعر موضوعی کار نمی کنند و همین امر باعث شد تا بسیاری از شاعران طی این سال ها در هیچ شب شعری، شعر نخوانند و به نوعی از جریان شعر معاصر خراسان کنار گذاشته شوند. بی انصافی نباشد یک نیمه حرکت مثبتی انجام شد و آن خرید تعدادی کتاب از شاعرانی که کتاب چاپ می کردند، بود، همین!
دو سال بعد از افطاری هتل الغدیر، بنده در یادداشتی دیگر، عملکرد ضعیف این شورا را در هفته نامه ی اُردی بهشت با عنوان: « آشفته بازاری به نام شعر خراسان»،[مورخه ی سه شنبه، 26 خرداد1383 ] و دیگری: « پیدا کن پرتقال فروش را»،[ مورخه ی سه شنبه، 12 آبان 1383 ] بیان کردم و ضمن گفتگوهایی که با اعضای شورا و مسئولان ارشاد داشتم، مشخص نشد که بالأخره کوتاهی از سوی چه کس یا چه کسانی است؟!
اکنون صحبت بنده با کسانی است که می خواهند مدیر کل محترم اداره ی کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی را به چهره ای فرهنگ دوست و دلسوز به ادبیات معرفی کنند. آقایان! 7 سال گذشت و آقای مدیر کل در این مدت در کدام برج عاج نشیمن داشتند؟ مگر قرار نبود همین انتخابات در بدو ورود ایشان برگزار شود؟ چرا برگزار نشد؟ اعضای شورای سیاستگذاری شعر خراسان – که اتفاقاً تمامی آنها از دوستان و عزیزان بنده هم هستند -، چگونه انتخاب شدند؟ چرا در این مدت جناب مدیر کل، آن همه انتقاد از سوی شاعران را نشنیدند؟ چگونه است حالا که دوران خدمتش در این سمت به پایان رسیده و یک سال هم گذشته است، به فکر سر و سامان دادن به وضعیت آشفته ی شعر خراسان افتاده است؟ عملکرد ضعیف و بیمار مدیران هر مجموعه ای از دید بیدار مردم پنهان نمی ماند. چطور می شود که از تیراژ 1000 جلد کتاب یک نویسنده، تنها 100 جلد، آن هم با تخفیف 50 درصد خریداری می شود و از نویسنده ی دیگر نورچشمی، هر 1000 جلد ؟ آیا این است فرهنگ دوستی؟ این است مدیریت؟
مدت ها بود که برگزاری انتخابات شعری«!» خراسان یکی از دغدغه های اصلی شاعران این آب و خاک شده بود و حال که مسئولان امر هم به این امرگردن نهاده اند، آیا شکل برگزاری انتخابات این است؟ آیا شاعران خراسان[ یادمان باشد که خراسان رضوی فقط مشهد نیست] همان 50 نفرند یا اداره ی کل فرهنگ و ارشاد خراسان توانایی برقراری ارتباط با شاعران استان خود را ندارد؟ مگر شورای شعر در مدت 7 سال فعالیت نفس گیر، نمی توانست بانک اطلاعات شخصی شاعران را تهیه کند یا مشکل تلفن و پیامک و فلان و فلان است؟ سعدی علیه الرحمه گفت:
زنبور درشت بی مروت را گوی باری چو عسل نمی دهی، نیش مزن
امروز شاعران خراسان و جریان شعری این سرزمین دیرپای، با آگاهی از پیشینه ی شعری خود، بر این باورند که جایگاه شعر استان نه این است که هست و خواهان رسیدن به جایگاه از دست رفته ی خود می باشند. به امید برگزاری انتخاباتی پرشور، سالم و ترقی شعر خراسان.

