تبليغاتX
جواد کلیدری - عطـر گیاهـی آشـنا
ادبی
 

 

 

« در کوچه باد می آید

این ابتدای ویرانی است

آن روز هم که دست های تو ویران شدند

باد می آمد»


اول:

ممنون و شرمنده ی تمامی عزیزانم هستم؛ به خاطر مهربانی های بی دریغ شان در روزهای سردی که بر من گذشت.

دوم: بی مقدمه با شعر کوتاهی در خدمتتان هستم:

 

من سر نوشت گمشده ی اجدادم بودم در شهر

کرگدنی که از گله جدا افتاده باشد

با آوازی تلخ در گلویش

کدام چهارراه

کدام خیابان

نشانِِ خانه ام را می داند؟

معشوق من!

با من حرف بزن

چون عطر گیاهی آشنا

هنگامی که از دکان عطاری بیرون می زند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 22:41  توسط جواد کلیدری  |