باسلام فراوان
یک شعر و همین!
برفي سنگين را آرزو دارم در صبح يك روز تعطيل
برفي كه گنجشكان را به حياط خانه مي كشاند
من پرده را كنار بزنم
زني زيبا را ببينم
كه از پياده رو مي گذرد
با لبخندي آرام بر لبانش
و دسته اي گنجشك كه سينه اش بلند مي شود
***
فكر مي كنم
شهر به سمتي كه او مي رود
سنگین شده باشد.
دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ | 23:15