سلام بسیار
مهم ترین دلیلی که انسان را وادار به چاپ و نشر کتاب می کند، شریک کردن مخاطب با آثار خود است. شاعر به دنبال آن است تا دیگران را از دنیای ناپیدای خود آگاه کند و این مهم تر از دیگر دلایل چاپ اثر است.
با این دیدگاه که از طرف بنده تعریف شد، می توانید خُرسندی مرا حدس بزنید از این که دوستان بهتر از جانی، کتاب هایم را خوانده و اظهار نظر کرده اند یا استاد دانشگاه ام، شاگردنوازی نموده و علاوه بر خواندن دقیق چهار کتاب شعر، با نگاهی عمیق و استادانه، درباره شان اظهارنظر نموده است.
نمی خواهم استاد رضا افضلی را به شما بشناسانم که خود « اظهرُ من الشمس » است و یقیناً قلم ناقص بنده، نمی تواند مرتبه ی او را در جایگاه معلمی(بازنشسته ی دانشگاه فردوسی و عضو هیأت علمی دانشگاه) مشخص کند، و از آن مهم تر شخصیت بسیار صمیمی و والامرتبه ی او در برخورد با شاگردانش در کلاس های درس را. کافی ست پای صحبت دانشجویان او بنشینی تا از شکل کار و میزان صمیمیت و مهربانی هایش باخبر شوی. و این که بعد از چند سال دوری، با فروتنی به دانشجویش زنگ بزند به جهت احوالپرسی و اکنون نیز به گرمی پذیرایت باشد در منزلش....
همـان طـور که در بالا ذکر شد، این بزرگـوار، لطـف کـرده و بر دو مجـمـوعه ی شعـر بنـده و دو مجـمـوعـه ی همـسرم، نرگس برهـمـند یادداشـت هـای مبسـوطـی نوشـتـه اند کـه می توانـیـد در وبــلاگ شـخـصـی ایشـان بخوانید.
همین جا از این عزیز، سپاسگزاری می کنم به خاطر مهربانی ها و معلمی هایش و برای او و خانواده ی محترمشان، بهترین ها را آرزو می نمایم.
جواد کلیدری ـ مهرگانِ هشتاد و هشتم ـ مشهد
