بانوی روزهای پریشانی ام، سلام!
تقدیم آستان تو این عشقِ مستدام
ای آن که گاهی از دل من یاد می کنی!
ای یاد تو نشسته در این سینه، تا مُدام!
ای روشنای روی تو، یعنی اذان صبح!
ای کفرِ زلف های سیاهت، نماز شام
باغ تن تو سبزتر از جنگل تمشک
لبخند تو حلالِ من و بوسه ات حرام
این نامه را ببر به تماشای چشم هات
این زخم را ببر به فراسوی التیام
فرصت به بی قراری من می دهی اگر،
این جمله را بگویمت و بعد هم تمام؛
من، کشته مُرده ات نشدم، عاشقت شدم
هر طور میل توست، بکش، یا که.... والسلام.
با سلام حضور محترم تمامی عزیزان. با گُشایش نمایشگاه کتاب مشهد،به اطلاع می رسانم
کتاب « کلیدر؛ این خاک مهربان » در سالن فردوسی،غرفه ی 135، انتشارات پیام کلیدر و دو
مجموعه ی شعرم با نام های« یکی این همه گُل را از دستم بگیرد» تقدیر شده در جایزه ی
شعر نیما و دومین اثر منتخب جایزه ی شعر خبرنگاران و « کادوی غمگین » در غرفه ی
نشر شاملو، واقع در سالن فردوسی، شماره ی 219 موجود می باشد.
لازم به یادآوری ست، مجموعه ی غزل هایم با عنوان « قطار ساعت هفت »که هم اکنون
مراحل چاپ را می گذراند، متأسفانه به نمایشگاه نرسید، اما بلافاصله بعد از نمایشگاه،
به دست مخاطبان گرامی خواهد رسید.
منتظر حضور شما میهمانان گرامی هستیم.