با سلام حضور دوستان خوبم.
امروز آرش شفاعی شاعر و منتقد سرشناس و نام آشنای خراسانی یادداشتی بسیار غنیمت و ارزشمند در روزنامه ی قدس، در باب مجموعه ی قطار ساعت هفت بنده مرقوم فرموده بودند که در این بازار فراموشی احساس دلگرمی کردم و این که نه بابا، گاهی آن طورها هم که من تصور می کنم، نیست. فقط از جهت سپاسگزاری از نگاه و قلم این عزیز، این یادداشت را در صفحه می گذارم تا دوستان عزیز دیگر نیز استفاده نمایند. این جا بخوانید
و از جهت توضیح خدمت آرش بزرگوار عرض می کنم این که شعرها در قسمت های مختلف مجموعه به صورت تصادفی چیده شده و مبنای چینش محتوایی درستی ندارند، کاملاً آگاهانه بوده و به زعم بنده هر کدام از این بخش ها، واگن های قطار ساعت هفت هستند که دارای کوپه ها و طبیعتاً آدم هایی هستند که هر کدام دارای تیپ، جهان بینی، ایدئولوژی و.... و در مجموع، ساخت و محتوایی هستند که در ایستگاهی سوار شده اند و قطعاً پیاده می شوند. در قطار جهان، آدم ها ترتیب و نظم مشخص و به قاعده ای ندارند، دارند؟ با این همه از نگاه و قلم آرش شفاعی بسیار سپاسگزارم؛ همین که شعرهایم را با دقت خوانده است، به خودم می بالم.