با سلام
الف) دوست بزرگوارم جناب سلیم بارزانی، ای کاش از خودتان نشانی می گذاشتید تا بتوانم به طور مفصل پاسخ سوالاتی که داشتید را برایتان بنویسم. اگر این سطور را می خوانید باید مختصر بگویم تقریباً جواب تمام پرسش هایتان، بله است. شادباشید.
ب) حتماً شما هم ملاحظه فرموده اید؛ کسانی را که به هر حیله ای1
شده، می خواهند به قول آن خدابیامرز، خود را به ثبت برسانند، حالا هر طور که بشود.
یکی از این حیله ها، گردآوری گزیده ی شعر شاعران پارسی است از گذشته تا حال. خب،
تا این جایش خیلی بد نیست، بالأخره توجیهش این است که یک جُنگ شعری روانه ی بازار کرده
است و ... حالا به سلیقه ی خوب یا بد آن بزرگوار، خصوصاً اگر این کار از جانب یک
ادیبِ شعرشناس، یا یک شاعرِ حسابی باشد، خیلی هم خوب است اما حیله هنگامی رخ می
دهد که طرف، نه ادیب است و نه حداقل سلیقه ی خوبی دارد. چند روز پیش کتابی دیدم
بسیار قطور که در دو جلد هم چاپ شده بود و تا دلتان بخواهد شاعر و ناشاعر جمع شده
بود در آن. بعد که مشغول مطالعه ی قسمت هایی از این کتاب شدم، دیدم این بابا (
گردآورنده) چندین صفحه را به شعرهای خودش اختصاص داده. گفتم شعر؟ اتفاقاً اگر شاعر، شاعر باشد، ابتدا کتاب شعرش را منتشر می کند تا
مردم بخوانند و بشناسندش، نه این که چند دست نوشته ی ناشعر را به جای شعر، لابه
لای شعرهای شاعران بزرگ پارسی بگنجانی. که چه؟ یکی نیست بگوید آخر پدربیامرز، این
که شد مثل تقلب های دوران مدرسه. خیال می کنی با این کار شدی شاعر؟ کسانی که دست
به گردآوری شعرها می زنند، هدفشان مشخص است، آن ها می خواهند علاوه بر کنار هم
گذاشتن شعرِ شاعران متفاوت از دوره های مختلف، به یک جمع بندی کلی برسند، یا تصمیم
دارند آن ها را نقد و تحلیل کنند، یا ... نمونه اش کتاب « شعرپارسی » از محمدکاظم
کاظمی، که در ابتدای کتابش، ده ها صفحه تحلیل دارد. ضمن این که گردآورنده می کوشد
در هر دوره، در هر شهر، در هر سبک ادبی، بهترین شاعران را انتخاب کرده و بعد هم
شاهکارهای هر شاعر را گزینش کند و الی آخر. نه این که هر شاعر و ناشاعری که اسمش
را توی روزنامه دیدی یا توی شهر شما سرو صدایی به پا کرده بیاوری توی کتابت و از
آن بدتر هم همین که نوشته های خودت را مثل قلوه سنگ بریزی توی شکم کتاب. خدا همه ی
ما را به راه راستی که خودش می داند، هدایت کند. خلاصه ی کلام این که شهرت طلبی،
آن هم از نوع کاذبش بد بلایی ست. خواستم گفته باشم. والسلام
1- گفت:
طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد
به دل دوست به هر حیله رهی باید کرد