جعبه های بیکار میوه را دیده ای در بهار؟
خانه باغی هستم با جعبه های بسیار
تازگی ها موشی دارد سعی می کند خانه اش را وسیع کند در سرم
برای جفتش رویاها دارد
نقشه می کشد لای همین جعبه های شکسته
گاهی عطر یونجه های تازه رُسته می پیچد در سرم
و شامّه ام را بیدار می کند...
دیوانگی، دیوانگی، دیوانگی
در بیرون اما نور آفتاب، چشم هایم را می زند.
شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ | 1:1