باسلام
با یک شعر در خدمت عزیزان هستم.
دخترم نقّاشی می کند
نقش شیری بدون جنگل، بدون یال
شیرِ گرسنه آرام از صفحه بیرون می آید
با ما برسر سفره غذا می خورد
تمام شب پهلو به پهلو می شود در رختخواب من
صبح، من به اداره می روم
دخترم به دبستان
شیر، روی مُبل نشسته
منتظر شب می ماند.
با آرزوی شادی
دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 10:57