برفی سنگین را آرزو دارم در صبح یک روز تعطیل
برفی که گنجشکان را به حیاط خانه بکشاند
من پرده را کنار بزنم
زنی زیبا را ببینم
که از پیاده رو می گذرد
با لبخندی آرام بر لبانش
و دسته ای گنجشک که از سینه اش بلند می شود
******
فکر میکنم
شهر به سمتی که او می رود
سنگین شده باشد.
جواد کلیدری
پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۵ | 21:20