دنیا بدون آنکه ادنی اعتنایی به من بکند٬ می گذرد.
چشمهایش
با تقدیم یک شعر سپید شما را به خدای بزرگ می سپارم:
خیالت را در آتش بتکان
رویایت را در دریا
احساست را در باد... ـ
سیگاری بگیران و به روزهای رفته فکر نکن.
نمی خواهم جهانی باشم دوست من!
امروز احساس قطاری را دارم
که از ایستگاه خیام نیشابور می گذرد.
جمعه سیزدهم آبان ۱۳۸۴ | 10:56