با یک ترانه در خدمت دوستان خوبم هستم. ترانه ای که وصف حال این روزهای منه:
دیگه از دست خودم خسته شده ام
مثه یک درخت تنها تو کویر
نه صدای آب و نه پرنده ها
شده ام تو دست تنهایی اسیر
****
مثه مرگ یه نفر تو حادثه
دسّی دسّی دارم از دنیا میرم
ای جهان ساکت بی آبرو!
یه روزی حقّمو از تو می گیرم
****
ای طبیعت، ای گُلا، پرنده ها!
ای شب، ای ستاره های بی شمار!
ای درختای مسیر رودخونه!
ای روزای باطراوت بهار!
****
توی لحظه های سرد و بی رمق
کمکم کنین که تنها نمونم
من می خوام تو خونه ای گرم باشم
نذارین تو عمق دریا بمونم
****
بگو دس به کار بشن دقیقه ها
روزای تازه رو دست و پا کنن
بندازن قطارُ رو ریل خودش
منو از سیاهیا جدا کنن
****
ای طبیعت، ای گُلا، پرنده ها!
ای شب، ای ستاره های بی شمار!
ای درختای مسیر رودخونه!
ای روزای باطراوت بهار!